کسی شبها کولر را خاموش میکند و من نمیفهمم، و پنجره را باز نمیکنم؛ چند دقیقه میگذرد و من گُر میگیرم. دیشب که داشتیم دعوا میکردیم، من گُر گرفتهبودم. دعوا خیلی بیربط شروع شدهبود و نزدیک بود خیلی بیربط به سکوت ختم بشود. نمیخواستم حرفمان تمام شود دعوا باید به سرانجام برسد. احمقانه است اگر جایی که شدت دعوا گرفتهشده آتشبس بدهیم و همه چیز را ندیده بگیریم. من وقت دعوا دوست دارم حرف بزنم. دوست دارم همه چیز وسط کشیدهشود. دوست دارم چیزی نگفته نماند. مگر دعوا وقتی شروع نمیشود که چیزی خراب شده؟ عاقلانهتر است که پای هر دلیلی که موجب خرابیاست وسط بیاید. پس چرا وقت دعوا همه میخواهند سکوت بشود؛ همه چیز تمام بشود؟ دیشب هم اگر من به حرف زدن ادامه نمیدادم دعوا نصفه تمام میشد. آخر هم به سرانجام ناقصی رسیدیم. نمیشود کسی را مجبور کرد حرف بزند. زیاد اصرار کنم آخرش یک عذرخواهی از سر باز کنی نصیبم میشود. گُر گرفتهبودم و سعی میکردم با آرامش دعوا را پیش ببرم، ولی قبل از آنکه چیزی پیش برود همه چیز تمام شدهبود. بلند شدم و پنجره را باز کردم. پرده نمیگذاشت هوا رد شود. پردههای خانهی ما وقتی میخواهد نگاه نامحرم را سد کند خیلی چیزهای دیگر را هم مانع میشود. از پردههای خانه بدم میآید. پرده را کنار زدم و به نور پنجرههای برج بیقوارهی کهنهای نگاه کردم که پنج خیابان آنورتر است. صدایی شبیه زوزهی خفهی موتورخانه از جایی دور میآمد و غیر از آن زوزهی لپتاپ به گوشم میرسید.
آنچه رفت
معرفی و نقد
بلاگدارها
- A Man Called Oldfashion
- Daily Frankly
- Diis Ignotis
- Enough is not Enough.
- Fcuking Wasted
- Inner Imago
- Lithium
- November 25
- premenstrual syndrome
- psychopath
- redway
- remains of the day
- Sir Hermes Marana
- Spotlight
- The Sigh That Heaves The Grasses
- قوزک پای چپ یک زرّافهی ایدهآلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده میخارد
- قُلا
- قصه های عامه پسند
- لانگ شات
- لحظه
- موناد
- میرزا پیکوفسکی
- مخفیگاه
- مشق شب
- نقش پرنیان
- چند وقت یه بار
- نیروانا
- ناتور
- همین جوری…
- ورطه
- کوچهی بی دار و درخت
- گیشنیز
- پوتشکا و داستان های دیگر
- پرونده
- پرگوک
- Yek Pooria
- آلوشا
- آهو نمیشوی به این جستوخیز گوسپند
- آک (یه نقطهای)
- آری بابا در سرزمین عجایب
- اوسنه
- اگزیستانسیالیسم از منظر فوکو
- ارواح زبون…ادمک های ذلیل
- به اتفاق
- بارباپاپا
- تنبل تنپلول
- تریلوژی
- تراموا
- ترجمه و نوشتههای امیرمهدی حقیقت
- خانوم کوچولو
- خارخاسک هفتدنده
- دارالمجانین
- دستمایع یک عضو شریف
- زن روزهای ابری
- زبلخان
- سمیالیسم
- سه روز پیش
- سپینود
- صد سال تنهایی
- صدای شب


۱ دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
چهارشنبه, اکتبر 5, 2011 در 6:28 ب.ظ.
سالاد میوه ای
الحق که خودتو خوب توصیف کردی