شما در حال مرور بایگانی ماهانهٔ فوریه 2012 هستید.

رؤیاهای ساکتی داریم. رؤیای شهر کوچک یا شاید روستای ساکتی که کتاب‌فروشی خوبی داشته‌باشد، اینترنتش پر سرعت باشد و به شهر دور نباشد. آن وقت غروب به غروب یک شش‌تایی بخریم و ببریم خانه‌ی کسی تا با هم فیلم ببینیم، مزخرف بگوییم، چیزی دود کنیم. آخر شب دور هم سکوت کنیم. بعضی‌ها قدم‌زنان بروند خانه‌ی خودشان و بعضی‌ها نروند.
شاید آن‌جا آن‌قدر دیر بیدار نشویم که آفتاب صبح یادمان نیاید. دنیایی وقت داشته‌باشیم و دنیایی چیز برای خواندن و موضوع برای بحث کردن. خوب بود کارگاهی هم داشتیم که صبح تا بعد‌ از ظهر چیزی می‌ساختیم و می‌فروختیم. شاید بعضی‌ها چیزی می‌نوشتند، بعضی‌ها عکس می‌گرفتند و بعضی‌ها آشپزی‌ می‌کردند و سر آخر لنگ چیزی نبودیم.
حالا چند ماهی می‌شود که آخر هر گفت‌و‌گو رؤیاهای همدیگر را کامل می‌کنیم.

آن‌چه رفت

تقویم

فوریه 2012
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر   آوریل »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
2526272829  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.