هوا بس نا جوانمردانه سرد است

بدست علیوحید

می دونی چرا سردمه؟ اصلا چرا سردمونه؟ چرا انقدر می لرزیم؟ یه نگاه به دور و برت بنداز . ببین ! همه مون عوض شدیم. همه به هم شک داریم. نمی تونیم به هم اعتماد کنیم. انقد به هم دروغ گفتیم که دیگه اگه کسی رایت بگه بهش می خندیم. اما مساله فقط اینا نیست ، دیگه راست گفتن شده یه افسانه ، شده یه قصه که بابابزرگا تعریف می کنن. دیگه انقد زیر پای همدیگه رو خال کردیم که اگه کسی بخواد بهمون کمک کنه به جای اینکه دست به دست یاریش بدیم ، زیر پامونو نگا می کنیم که ببینیم محکمه یا نه ! آخه ما اینجوری بودیم ؟ ؟ نه که نبودیم ، نه ما که هیچ کس اینجوری نبوده. اما اینجوری شدیم ، انقد درگیر خودمون شدیم که حد اکثر می تونیم 2 متر اونورتر رو ببینیم ، حتی به دور و بریامونم نگا نمی کنیم چه برسه به بقیه ی آدما ، انقد زندگی بهمون سخت گرفته که حاضریم هزار و یه نفرو زمین بزنیم تا خودمون دو دقیقه بیشتر سر جامون وایسیم . حاضریم به عالمو ادم دروغ بگیم که یه لقمه بیشتر بخوریم ! ببینم خداییش ما کی اینجوری بودیم ؟؟؟ اینه که میگم آدم تو تابستون سردش میشه !
شهریور
1386

Advertisements