قلبم نا منظم می زنه

بدست علیوحید

کلاً همه ی شبا یه جورین ، یعنی یه جورایی غمگینن. اما این وسط یه شبایی هستن مثل امشب که دلم آروم نمی گیره!
بعضی شبایی که این مدلی می شه حال و روزگارم می دونم که چه مرگمه. اما بعضیاشم همچین عین علامت سواله.
حالا چه با دلیل چه بی دلیل…
فرقی که نمی کنه. مهم اینه که حالم گرفته اس ، قلبم نا منظم می زنه و همه چی شاکیم می کنه.
تو یه همچین حالتیه که میام توی اتاق ، شیر رادیاتور رو می بندم ، بعدم لای پنجره رو باز می کنم تا همون سرمای لعنتی بیاد آرومم کنه.
تو همچین حالتی احتمالاً لازم می شه که گوشامم با آب سرد خیس کنم. قضیه درست مثل رادیاتور ماشینه وقتی جوش میاره.
الانم بد جور جوش آوردم.

کاریش نمی شه کرد.

کلاً همه ی شبا یه جورین…

Advertisements