ریه پر از تتمّه‌ هوای شهریور

بدست علیوحید

تقویم صدایش در آمده که پاییز رسیده. آن هم از راه. هرچه بو می کشم بوی پاییز و مهری به مشامم نمی رسد. الان چند ماه است که جز بوی خرداد به مشام نمی رسد.

همه چیز از جلوی چشمهایم مارش می رود انگار ، آن هم با دور تند. حادثه ها دیگر رنگ حادثه ندارند. لوسند انگار.

باز دم. باز بازدم.  ریه پر از تتمّه‌ی هوای شهریور.  نه. هنوز هم خبری از پاییز نیست در نفس من. جز این سرفه‌ی کهنه که سر باز کرده باز ، خِس خِسِ گاه و بی گاهِ سینه  و…

به پاییز بگویید نشود مثل تابستانمان لطفاً. چیز دیگری باشد اجالتاً.

پ.ن.  این همان عجالتاً بوده ، هست و خواهد بود . توضیح آنکه نگارنده به نوعی بیماری خاص دچار است. اینها از عوارض آن تلقی شده اند. جهت اطلاعات بیشتر به آرشیو مراجعه شود…

Advertisements