تموم نشده تموم شده

بدست علیوحید

یه وقتهایی هست که با یه نفری یه حرفی رُ زدین. بعد حرف تموم نشده تموم شده. نارس مونده. ابتر یعنی. بعد اون نفر آخر سر که بحث کات می‌خواسته بخوره گفته که وقتش که یاشه،‌ اگه خواستم این حرف سر باز کنه باز، این خودمم که باز می کنم سرشُ. بعد می‌گذره. حرفای دیگه می‌آن تو روزای دیگه. حرفِ نصفه می‌میره برات.وسطای مرگ تدریجی اون حرف به خودت می‌آی می‌بینی انگار اون نفر داره خط می‌ده که یعنی الان می‌خوام سر باز کنه حرف. می‌مونی بین غرور اون نفر و احتمال توهم خودت کدومُ باور کنی. اون وقت باید به مرگ تدریجی حرف تن بدی یا به ندیده گرفتن غرور خودت؟

Advertisements