عجالتاً بنشینید به صبر

بدست علیوحید

خیلی وقت است که همه‌مان معلقیم. دستی دستی خودمان را از زندگی معلق کرده‌ایم. هر روز مثل روز قبلش از صبح گوش به زنگ خبریم. که یعنی کی خبرش را می‌آورند این لعنتی را؟ همه نشسته‌ایم که صبر کن این بازی تمام شود بعدش می رویم پی زندگی. کسی حسش نمی کشد که زندگی کند انگار. روز ها مثل تیربار می‌گذرند اما عین خیالمان نیست. آخر سیاست (به قول دیگری) جفت‌پا آمده توی زندگیمان. این بازی قرار نیست این نزدیکی‌ها تمام شود. پس تکلیف زندگی ما چه می شود؟ تا کی می نشینیم به صبر؟

Advertisements