راه‌تر برو

بدست علیوحید

وقتی از دست و زبانِ کس برنیاید، این شب‌های نمناکِ پاییزی،‌ خیس که می‌خوری زیرِ باران،‌ فکرت پیش آن پیرمردِ بی‌سقف و زیرانداز، کُنجِ پیاده‌رو جا می‌ماند.

Advertisements