آفتاب سرد اول صبح و سایه‌های بلند معرکه وسط آسفالت بنفش

بدست علیوحید

تخم مرغ ، گوجه، قارچ و فلفل را از یخچال در آوردم. دو تا از دوری‌ها را برداشتم و روی اجاق گذاشتم. شعله‌ی دورتر را روشن کردم تا یکی از دوری‌ها گرم شود. گوجه‌ها‌ و قارچ‌ها و فلفل‌ها را خرد و کف دوری را چرب کردم و گوجه و قارچ و فلفل را به نوبت توی دوری ریختم. نمک و فلفل با چاشنی آویشن. گوجه‌ها آب انداختند. شعله‌ی نزدیک‌تر را هم روشن کردم. دو تخم مرغ را در کاسه شکستم تا زرده و سفیده را یکی کنم. کف دوری دوم را هم چرب کردم و یک تکه کره اضافه انداختم داخلش. کاسه را سرازیرِ دوری کردم و نمک زدم. زیر دوری را زیاد کردم که اول کفش بگیرد. محتویات دوری اول رنگ عوض کرده‌بود. قاشق چوبی را زیر تخم‌مرغها انداختم. زیرشان گرفته‌بود. دوری اول را برداشتم و گوجه و قارچ و فلفل را وسط مایه‌ی تخم‌مرغ‌ها ریختم. با قاشق چوبی لبه‌ی تخم‌مرغهارا بالا آوردم و به لبه‌ی مقابلش رساندم. کمی لبه‌ها را فشار دادم که خودش را بگیرد و زیر دوری را کم کردم. دوری اول را داخل سینک گذاشتم و رویش آب گرفتم. آب پرتقال و نان روی میز بود. املت دیگر آماده‌بود. دوری را روی بشقابی برگرداندم و بشقاب را کنار لیوانم گذاشتم و نشستم. با حوصله لقمه می‌گرفتم و آرام می‌جویدم. بعد از هر لقمه یک جرعه آب پرتقال پایین می‌دادم. املت که تمام‌شد. بشقاب و پیشدست خالی را برداشتم. شیر آب را باز کردم. و با سیم به جان دوری‌ها افتادم. تکه‌های سوخته‌ی تخم‌مرغ و گوجه و قارچ را با فشار آب از سیم پاک کردم. اسکاچ کفی را برداشم. دستم را از حلقه‌ی لیوانم رد کردم و داخلش چرخاندم.

Advertisements