Cheers Darlin

بدست علیوحید

دو روز است که یا روی تخت به شکم خوابیده‌ام یا پشت میز پا روی پا انداخته‌ام. از کسالت دارم درجا می‌زنم و درجا زدنم حالم را بدتر می‌کند. می‌نشینم به آدم‌هایی که نمی‌شناسم فکر می‌کنم، اسم‌هایشان را می‌خوانم و عکس‌هایشان را می‌بینم و از میان این انبار موسیقی که معین از یاسمن گرفته، یا شانس و یا اقبال می‌کنم. آخر همه‌ی این بازی‌ها به جایی می‌رسم که چس‌ناله‌های دیمین رایس را بشنوم. آفتاب که بزند درجا زدن را تمام می‌کنم. مثل دیروز، مثل پریروز.

Advertisements