لَخت

بدست علیوحید

سر تخت‌طاووس سروش برای سیدخندان تاکسی گرفت و من پیاده راه افتادم که مدرس را رد کنم و سهروردی را سرازیر شوم تا آخر. از پاکت بهمنی که هر روز دارد گران‌تر می‌شود یک نخ بیرون کشیدم و روشن‌کردم. کوله را از یک دست آزاد کردم و پلیرم را از جیب جلو بیرون آوردم. شب باشد و کوچه یا خیابان خلوت پیدا کنم چیزهایی را گوش می‌کنم که گندشان را درآورده‌ام. رسیدم به آخرین جمله‌ی «Hey You» آنجا که راجر واترز از مغزی که کرم‌ها خوردند حرف می‌زند و بعد آن صدای تیز و خورنده‌ی عالی. هر دفعه که به اینجا می‌رسم ترم دو هستم و بالای شیب بزرگترین کلاس دورِ چمران نشسته‌ام. دکتر فروغی‌پور آن پایین ایستاده از الکتریسیته‌ی ساکن خزعبل سر هم می‌کند و سروش یک سر هدفون را به گوشم فرو کرده و می‌گوید که گوش کنم به ویزویزی که بعد از بیان کرم‌خوردگی می‌آید و هر بار مورمورت می‌شود و فکر می‌کنی مغزت دارد جویده‌ می‌شود. سرم را بالا گرفتم تا پل تخت‌طاووس را ببینم. تابلوی تبلیغاتی را که رد کردم ایستادم و مثل هر دفعه قطار چراغ‌ترمزهای مدرس را نگاه کردم. دست‌هایم را مثل نوازنده‌ی الکتریک گرفتم که مثلن من جای گیلمور ایستاده‌ام و پایینِ پل راجر واترز پیر و قوز کرده با یک لا تیشرت مشکی دارد به من لبخند می‌زند. سر گرداندم و خجالت‌زده از کارگری که از کنارم رد شد، راست شکمم را گرفتم و رفتم. از مترو و باغچه‌ی مثلثی تازه‌ی سر اورامان گذشتم و دور حوض سر سهروردی چرخیدم و سرازیر شدم. نگاهم افتاد به چراغ نئون آبی‌ یکی از مغازه‌ها که روشن و خاموش می‌شد. این وقت شب کسی به کسی نیست و چیزی سر جایش نیست. هر سایه‌ای که از کنارم رد می‌شد، تنم را به جهت عکس می‌کشیدم. همه جا پر شده از تصویر آدم‌های بی‌ربطی که با هم حرف می‌زنند، در سایه سیگار می‌کشند یا چیزی به دندان می‌گیرند. و من با صدای گنگی در گوشم سرازیر می‌شوم و کسی دردی را برایم تسکین نمی‌دهد و شاید اصلن دردی نیست که کسی تسکین بدهد. نوجوانی‌ام را می‌بینم که بدن بی‌صورتی را کنارش خوابانده که انگار سرش در افق و در میان امواج، با صورتی بی‌شکل، لب‌هایش را تکان می‌دهد ولی صدایی از حلقومش به گوش نمی‌رسد. تنی که دوستش دارد. تنی که ذره ذره ساخته‌است. سرم را که بگردانم نه بدنی هست نه سری. فقط خاطره‌ی کسی هست که هیچ‌وقت نبوده که تسکین چیزی باشد، که کنار کسی باشد, که لب‌هایی داشته‌باشد که اگر تکان بخورد انتظار بیرون آمدن صدایی داشته‌باشم.

Advertisements